اولین چکاب و سونوگرافی
سلام عسلم
امروز صبح با اینکه اصلا حال نداشتم ولی به خاطر شما جیگر زود از خواب بیدار شدم و رفتم درمانگاه وخانم دکتر عرب برام سونو و یه سری آزمایشات نوشت آخه تو زاهدان صبحهها هیچ مطبی باز نیست و منم چون دیگه طاقت نداشتم صبح رفتم از اونجا مستقیم اومدم به مرکز طب تصویری که هم آزمایشم و بدم و هم وقت سونو بگیرم آزمایشم باید ناشتا انجام میشد برا فردا صبح وقت داد وسونو هم عصر ساعت 8 همون روز وقت گرفتم.تا بعد از ظهر دل تو دلم نبود همش استرس داشتم .
بعد از ظهر رفتم و بعد کلی معطلی بلاخره نوبتم رسید و رفتم رو تخت دراز کشیدم خیلی استرس داشتم 
دکتر بعد انجام معاینه فرمودند که شما فسقلی 5 هفته و 1 روزه تو دل مامانی جا خوش کردی که حدود 6 میلیمتر هم قدتون بود الهی من فدای اون قدت بشم

اما دکتر یه خبر بد هم بهم داد گفتش هنوز قلب فسقلی کامل نشده و من باید 3-2 هفته دیگه برا کنترل دوباره سونو بدم باورت نمیشه عزیزم چقدر ناراحت شدم زود به بابایی زنگ زدم و بهش گفتم اونم خیلی ناراحت شد .
این دوهفته برام اندازه دویست سال گذشت هزار بار مردم و زنده شدم همش دعا میکردم که شما فسقلی مامان طوریتون نشه .
در تایخ 15/01/90 صبح زود ناشتا رفتم آزمایشگاه و آزمایش خون و ادرار و قند هپاتیت دادم که همه چی نرمال بود و خدا را شکر جای هیچگونه نگرانی نبود.

اولین چکاب و سونوگرافی
